برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
سوم دبستان که بودم یه سری معلممون از مشقام ایراد گرفت.
بعدا مادرم برام تعریف کرد که معلممون بهش گفته چه غروری داره اخم کرد و دفترشو از زیر دستم کشید.
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
خیلی قشنگ صحبت میکرد.
میخواستم خداحافظی کنم و تلفنو قطع کنم که برگشت گفت:جواب سوالتونو گرفتید؟
چون خیلی صحبت کرده بودیم روم نشد بگم نه الکی گفتم بله جوابمو گرفتم.
ولی حقیقت اینه که هنوز که هنوزه جواب سوالمو نگرفتم.
یه چیزی حدود ده ساله که این سوال با منه
هر کاری هم میکنم به جواب این سوال لعنتی نمیرسم.
برچسب: سردرگمی,
نویسنده: شیدا زمانی
1-یه بنده خدایی بهم گفت تو ایام انتخابات تو وبت تقریبا کسی طرفدار دکتر نبود ولی تو یک تنه ازش دفاع میکردی این نشون میده که در بند قضاوت دیگران نیستی
به نظرم اتفاقا خیلی جاها از قضاوت شدن میترسم ولی قضیه این آقا محمود ما فرق داره
سر دکتر با کسی تعارف
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
نمیدونم کیم؟
چیم؟
چی میخوام؟
کجام؟
حس میکنم خودمو گم کردم
اینکه آدم خودشو گم کنه خیلی ترسناکه
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
این همه رفتم قطعه شهدا برای اینکه شهدا دست گیری کنن
چون خواسته ای داشتم
نمیدونم چرا هیچ اتفاقی نمیوفته
نمیدونم چرا صدامو نمیشنون
دیگه داره به مو میرسه و پاره میشه
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی